الشيخ محمد الصادقي الطهراني
36
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
است ، به گونهاى كه فهم مقلّدانه مبتنى بر فهم محقّقانه و فهم محقّقانه مبتنى بر علاقهها و انتظارات قبلى است كه انگيزهى طرح سؤالات تحقيقى مىباشد . انگيزهى طرح سؤالات دو نوع مىتواند باشد : 1 - سؤال براى آگاهى و رسيدن به مطلبى علمى يا حكمى ؛ مثلًا اگر بخواهيم بدانيم خلقت آسمانها و زمين چهگونه و چه مدت و توسط چه كسى صورت گرفته ، و يا هدف از اين خلاقيت چه بوده است ؟ يا مثلًا حقوق والدين ، همسر ، فرزندان و خويشاوندان ، شرايط مدير يا حاكم ، حد و حدود متخلفين و مجازات از نظر خدا چيست ؟ اينگونه سؤالات از روى پيش دانستهها نيست ، بلكه برخاسته از حسّ حقيقتطلبى و خداجويى انسان است كه بفهمد حكم خدا در هر مورد چيست تا به آنها عمل كند . كسى كه اين قبيل سؤالات را از روى علاقه به كشف حقيقت مىپرسد ، حقيقت را بدون تحميل مفروضات خود مىيابد . اينگونه سؤالات با هدف كشف حقيقت ، لازمهى حركت و تلاش در جهت دستيابى به مرادات الهى و كاملًا پسنديده است . 2 - سؤال از روى علاقه و انتظارات شخصى يا اجتماعى يا هر نوع ديگر ، مبتنى بر پيشفرضهاى قبلى ، بهگونهاى كه در اين مسايل علاقه دارد حكم خدا با علم خودش يا تفكر روز اجتماعى مطابق باشد و اگر مطابق نباشد مىكوشد ، تا با ارايهى آياتى ، رواياتى ، توجيهاتى ، فكر يا حرف خود يا همفكرانش را به كرسى نشاند و يا انتظار دارد سخن استاد گرانقدرش يا رجالى از تاريخ مورد تأييد قرآن باشد ، در اين صورت نيز سعى مىكند تعبيرات قرآن را به گونهاى - حتى وارونه - تفسير كند ! تا خواسته خويش را با خواسته حق هماهنگ سازد . مثلًا عدهاى از فقهاء بر مبناى بعضى از روايات و جمعى از اجماعات يا شهرات تصور كردهاند مردِ مؤمنِ پاك ، جايز است با زنِ ناپاك ازدواج كند و برعكس . در حالى كه قرآن در آيهى سوم سورهى نور حكم به حرمت آن را صادر فرموده است : « الزَّانى لا يَنْكِحُ الَّا زانِيةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها الَّا زانٍ اوْمِشْركٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ » . مرد زناكار هرگز همسرى نگيرد - و نبايد بگيرد - غير از زن زناكار يا